أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
736
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
بيشه و عقيل در آنجا نبود . اين جماعت ، تنها چهار توپخانهء كوهستانى و پنج مسلسل سبك و سه مسلسل سنگين داشتند . از آنجايى كه اين نيرو با اين امكانات توانايى دفاع از شهر را نداشت ، پادشاه جديد نيرويى را به وادى فاطمه فرستاد تا اشراف حارثى را منكوب كرده آنان را تأديب نمايند . اين سپاه عازم شد و شقيق ( شريف على حارثى رهبر آنان ) را كشت و برادر سومى از او را هم كشت و به مكه بازگشت . صبرى پاشا وكيل جنگ ، روز 13 ربيع الاول مكه را به قصد جده ترك كرد . در آنجا با سران حزب ملى گفتگو كرد و آنان به وى گفتند كه مكه را بايد ترك كنند ، چون نمىخواهند در حرم خونى ريخته شود . زمانى كه اين خبر را به ملك على دادند ، او نيز پذيرفت و در 14 ربيع الاول مكه را ترك و در 16 اين ماه با همراهانش وارد جده شد . در روز 17 ربيع الاوّل بود « 1 » كه نيروى فرقة النصر از عمان با فرماندهى تحسين الفقير به نيروهاى موجود در جده پيوستند و كار استوار كردن خطوط دفاعى در اطراف شهر با سيم خادار را شروع كرده ، آماده نبرد شدند . « 2 » اخوانىها در مكه هنوز سپاه هاشمى مكه را ترك نكرده بود كه ستونهاى نظاميان اخوانى [ وهّابى ] راهى مكه شدند و در هفدهم ربيع الاول سال 1343 وارد اين شهر شدند . آنان به عموم مردم امان داده ، علماى مكه را جمع كردند و در بارهء مباحث اختلافى به گفتگو با آنان پرداختند . پس از آن منادى آنان ندا داد كه قبّههايى كه روى برخى از قبور ساخته شده مىبايد خراب شود و چنين شد . همچنين بايد بدعتها از بين رفته ، تنباكو كشيدن تحريم شود كه آن هم شد . در اين وقت ، امور شهر پس از ورود به آن در اختيار شريف خالد بن لؤى يكى از فرماندهان نيروى فاتح سپرده شد . وى از نزديكان ملك حسين بود . سپاه اخوانىها هم براى حفاظت از شهر در ابطح مستقر شدند .
--> ( 1 ) . تاريخ نجد الحديث ، ص 318 . ( 2 ) . الثورة العربية الكبرى ، ج 3 ، ص 195 .